دستها مملواز احساس تپیدن شده چشم ها غرق هیاهوی رسیدن شده ناگهان درشبی صبح به دلدار رسیدن رسید با نفس سرخوشی حس به امید تپیدن ، تپید باهمه خستگی مردها xa0از قفس خاک رها می شدند بعد از آن همنفس خیل عظیم شهدا می شدند مردها 95/7/2...